مانيماني، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره
ترمه و ترانهترمه و ترانه، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

من و بابا و ماني

تولد زنبوری

پارک با فرشته ها بدون مانی 😊

سلام مانی جونم ... تو که کلاس زبان بودی ما رفتیم پارکی که تو بچگیات تو رو می بردم و دوست داشتی ... لحظه لحظه ش یاد تو خاطرات تو بودم عشقم ... دوستتون دارم ... پارک نزدیک پایگاه بابایی بود ... یادش بخیر ... با ترمه و ترانه کلی خوش می گذره ...
29 ارديبهشت 1403

دورهمی تو باغ 🌲❤️

بالاخره آلاچیق باغ رو درست کردیم و کلی خوشحال شدیم و تونستیم تو روزای بارونی ... با کمال تعجب روزی که خاله منا و دایی مهدی بودن تو آفتابی عالی دور هم جمع بشیم و کلی خوش بگذرونیم ... البته تولد آریا رو قرار بود بگیریم که نشد خونه خاله گرفتیم ولی در کل خوش گذشت👌❤️❤️❤️❤️👌   ...
28 ارديبهشت 1403

دورهمی فرشته ها 💜💜💜

وقتی همه می رن مهمونی بچه هامون رو می زارن پیش من 😊... یک شب خوب رو کنار فرشته هام می گذرونم کلی بازی و نقاشی و پشین پاشو و صندلی بازی ..‌ همیشه لذت ببرید در کنار هم و خوش باشید ... این لحظه هاتون پر تکرار ... شادیتون بی پایان ...
26 ارديبهشت 1403

روز دختر 🩷🩷

روز دختر و بالاخره نعمت دو تا دختر داشتن می چسبه یه دورهمی خانوادگی ... جای همه خالی ... چون بابابزرگ حال نداشت نشد دور هم جمع بشیم ... براتون بهترین ها رو آرزو می کنم ... روز دختران مبارک باشه ... نفس های مامان سلامت باشید و چشم بد ازتون دور دور ،🧿 ️ گل های که بابایی برای دخترا آورد ... من که خوشم اومد واقعا خاص بود ❤️ جایزه روز دختر و البته هدیه مخصوص برای مانی جانم ❤️ ترمه و ترانه نمی دونستن شب قرار سورپرایز بشن ❤️ ...
21 ارديبهشت 1403

مانی مهربونم و عشق به بابابزرگ 💛

متاسفانه بابابزرگ مریض شد و رفت بیمارستان مادرجون اومد خونمون رفت تو تخت مانی و مانی هم با یه احساسی وسایلش رو جمع کرد اومد تو تخت من ... کلی شوکه شدم چقدر به این عکس ها و عروسکاش وابسته اس اصلا باورم نمی شد ... دوستت دارم مانی پر از احساس و مهربونم بعد از مدت ها پسرم کنارم بود ... خدایا همه مریض ها رو شفا بده در کنارش بابای من رو چون می دونم خیلی خیلی مانی و من بهش وابسته آیم .... قاب عکس های کنار تخت مانی ... عاشقتم پسرم❤️ ...
17 ارديبهشت 1403

تعطیلات سری یک ❤️❤️

تعطیلات چون بابایی شیفت بود ما خودم مثل همیشه رفتیم دور دور کلی خوش گذشت با فرشته ها ...  ️️️❤️❤️❤️ کارستی های قشنگ و کلی فرصت برای کنار هم بودن ... گاهی فکر می کنم کاش اصلا سر کار نمی رفتم و همش کنار فرشته هام بودم ...
14 ارديبهشت 1403

روز معلم و دورهمی با همکاران 🌸🌸

روز معلم و دور همی با همکاران البته نشد مانی رو با خودم ببرم ... البته بگم مانی هم اون روز اردو بود ... روز معلم برای من کلی خاطره است چون دقیقا تو سال 87 که تو هنرستان سوره کار می کردم با ناصر عقد کردم ... اون روز هم مدرسه برامون مهمونی گرفته بود من نرفتم ... ولی شب قبلش رفتیم یه سفره خونه و با مانی جانم و خاله مهتاب دور هم جمع شدیم البته بگم کنار باغ بود و نزدیک روزتون مبارک معلم های مهربون .... ناصر جانم سالگرد عقدمون هم مبارک ️ ️ ️ ...
13 ارديبهشت 1403